امروز : یکشنبه ۲۶ قوس ۱۳۹۶
Home » فصل آبادانی » آیا رفتن یک سوم نفوس افغانستان به مکاتب آینده را دگرگون خواهد ساخت؟

آیا رفتن یک سوم نفوس افغانستان به مکاتب آینده را دگرگون خواهد ساخت؟

education

گروهی ۲۵ نفری از دختران در صنف درسی کوچکی که با نور آفتاب روشن شده است، در مکتبی دولتی در غرب کابل، سطرهای از کتاب درسی زبان دری شان را میخوانند. آنان در حالی که بر چوکی های چوبی نشسته و روی میزهای شان خم شده اند، درسی از کتاب دری را با صدای بلند میخوانند. در پی قراآت درس از سوی استاد شان، آواز قراات شاگردان در امتداد دهلیز نیمه روشن مکتب میپیچد و فضای خوشآیندی برای آموزش خلق میکند. این شاگردان بین ۹ تا ۱۱ سال سن دارند و در صنف چهارم درس میخوانند.

“من با شور و اشتیاقی تمام درس میخوانم تا روزی داکتر شوم و مردم خود را  تداوی نمای در کابل تامین کنم،” مریم نه ساله، که یونیفورم سیاه مکتبش را پوشیده و چادری سفید بر سر دارد، میگوید. “من درس خواندن را دوست دارم  زیرا ما تنها از راه درس خواندن میتوانیم آینده درخشانی را برای خود و کشور خود تضمین کنیم.”

مریم یکی از میلیونها شاگرد مکتب است که از مغاره های بامیان تا دشت های قندهار به مکتب میروند. شمار شاگردان مکتب که به ۹.۵ میلیون میرسد، تقریبن یک سوم نفوس این کشور را تشکیل میدهد.

آموزش و پرورش در افغانستان پسا-طالبان یکی از مهمترین دستآورد های این کشور به شمار میآید. در زمان رژیم طالبان در سال ۱۳۸۰، درافغانستان کمتر از ۹۰۰ هزار شاگرد – که تمام شان پسر بودند – به مکتب میرفتند. امروز این رقم بیش از ده برابر افزایش یافته است و دختران تقریبن ۳۸ فیصد –یعنی ۳.۵ میلیون مجموع این شاگردان را میسازند. این شاگردان در شرایطی متنوع از صنف های مجهز با لوازم درسی گرفته تا مغاره ها، خیمه ها، زیر سایه درختان، و حتا در زیر تابش سوزان آفتاب در بخشهای فقیر این کشور درس میخوانند.

بر بنیاد آمار وزارت معارف افغانستان، ۱.۱ ملیون کودک افغان در سال ۱۳۹۵ شامل مکاتب شده اند. این بالاترین درجه شمولیت نسبت به هر زمان دیگری است. مجموعا حدود ۹.۵ میلیون شاگرد در مکاتب کشور درس میخوانند. این آمار یک افزایش بی حد و حصر ۱۱۸۸ در صدی را  در شمار شاگردان نسبت به سال ۱۳۸۰ نشان میدهد. از سوی دیگر شمولیت در پوهنتون ها نیز به بالاترین سطح نسبت به هر زمان دیگر رسیده است و حدود ۳۰۰،۰۰۰ محصل در پوهنتون های دولتی و خصوصی درس میخوانند.

این دستآورد باور نکردنی برمیگردد به کمک های سخاوتمندانه جامعه بین المللی، پالیسی های حمایتگرانه حکومت افغانستان، و مهمتر از همه علاقه و خواست مردم افغانستان تا اعضای سازنده جامعه شان باشند و نه بار دوش آن.

پس از امنیت، آموزش و پرورش دومین حوزه هزینه حکومت افغانستان را تشکیل میدهد. یکی از کانون های اصلی توجه حکومت وحدت ملی از زمان تاسیس آن در سال ۱۳۹۳، ارتقای معارف در کشور بوده است. حکومت وحدت ملی برای حمایت از شاگردان، زیربنا های معارف را بهبود بخشیده است. تنها در سال   ۱۳۹۳ باینطرف، ۱۷۲۰ مکتب، که ۱۱ درصد تمام مکتب های افغانستان را تشکیل میدهد، ساخته شده است. حکومت در سال ۱۳۹۴ بیشتر از ۹۰۰ هزار جریب  زمین را برای ساختن مکتب ها اختصاص داده است. اکنون شاگردان بر اساس یک نصاب تعلیمی معیاری ملی درس میخوانند. حکومت ۳۵ ملیون کتاب درسی را در سال ۱۳۹۴ به مکاتب توزیع کرده است. در همین سال تقریبن ۸۲ هزار معلم در ۴۸ مرکز تربیه و تعلیم معلمان از طریق برنامه های تربیه معلم، آموزش دیده اند. بمنظور افزایش حضور معلمان زن در سطح کشور، حکومت با کمک تمویل کنندگان بین المللی، برنامه ای را آغاز کرده که طی آن تا کنون ۳۰۰ معلم زن را در ولایت های با شمار پایان معلمان زن گماشته است. این معلمان زن نه تنها صنف های شاگردان را تدریس خواهند کرد، بلکه به آموزش دادن معلمان جدید زن نیز خواهند پرداخت تا توازن جنسیتی را در سطح معلمان برقرار کنند.

مجیب مهرداد، سخنگوی وزارت معارف، میگوید: “ما باور داریم که یگانه راه برقراری صلح، امنیت و سعادت در این کشور، پرورش نسل جدید و تحصیل کرده است. به همین منظور، حکومت افغانستان تاکید بسیار بر توسعه و بهبود معارف در افغانستان دارد.”

دستآورد افغانستان در عرصه تحصیلات عالی، حکایتی دیگر از موفقیت این کشور است. از سال ۱۳۸۰ به این سو، ۱۲۴ پوهنتون خصوصی تاسیس شده و ظرفیت کمی و کیفی دانشگاه های موجود افزایش یافته است. این پوهنتون ها، که بیشتر در اوقات صبح زود و شام فعالیت میکنند، فرصت های آموزشی هم برای شاگردان تمام-وقت و هم برای آنانی که دارای اشتغال استند، فراهم میکند.

 حمید امانزاد یکی از محصلین پوهنتون های خصوصی چنین میگوید، “از آن جا که من در یک نهاد بین المللی کار میکنم، نمیتوانم در دانشگاه دولتی به دلیل ظرفیت محدود آن برای صنفهای شبانه درس بخوانم. از این رو من در دانشگاه کاردان شامل شدم و از ساعت ۵:۰۰ تا ۸:۰۰ صبح در آنجا درس میخوانم. این به من فرصت میدهد تا هم درس بخوانم و هم کار کنم. به عنوان یک افغان، احساس افتخار میکنم از این جهت که افغانستان شاید تنها کشور منطقه باشد که در آن دروازه های بیشتر پوهنتون های خصوصی از ساعت ۴:۰۰  صبح تا ۱۰:۰۰  شب باز است. این امر آینده کشور مان را رقم خواهد زد، نه خشونت و نه هم فساد.”

دستآورد های ملی در عرصه معارف را نمیتوان فقط با ارقام بیان کرد؛ کیفیت معارف نیز دگر گون شده است. نصاب تعلیمی معارف پس از غور و بررسی دقیق از سوی کارشناسان، در هر سه سال بازنگری شده و تغییرات جدید مطابق مقتضیات زمان در آن بمیان میاید.  برای اولین بار در تاریخ افغانستان، دانشگاه های دولتی و خصوصی افغانستان صنف های درجه ماستری را عرضه کردند. بر اساس نظر سنجی موسسه بنیاد آسیایی در سال ۲۰۱۵، ۷۲  فیصد شهروندان از فرصت های آموزشی موجود راضی استند.

“پس از سه دهه جنگ، ما وارد عرصه پیشرفت شده ایم،” رویا هاشمی، معلم در یکی از مکتب های شهر کابل، میگوید. “نصاب تعلیمی کنونی معارف در افغانستان بسیار بهتر از آن چیزی است که در دوران شاگردی مان داشتیم. این امر، و نیز دیدن کودکانی که با شور و اشتیاق فراوان به مکتب می آیند، مرا به آینده افغانستان امیدوارم میسازد.”

به دلیل افزایش کیفیت و دستیابی به خدمات معارف سواد در سال های اخیر به گونه دراماتیک بلند رفته است. میزان سواد در سال ۲۰۰۱، ۱۲٪ بوده و حالا به ۳۸٪ افزایش یافته است. حکومت بیشتر از ۱۵،۰۰۰ کورس سواد آموزی در سرتاسر کشور تاسیس کرده است که شمار شاگردان آنها در سال ۱۳۹۴ به ۴۱۱،۸۴۳ تن میرسید. در تلاشی برای تعلیم خارج از صنف درسی، حکومت ۲۸ برنامه آموزشی رادیویی و ۲۲ برنامه آموزشی تلویزیونی پخش کرده است. با آن که وضعیت سواد در سرتاسر کشور به گونه دراماتیک بهبود یافته است، درجه سواد هنوز پایان مانده است و حکومت در حال برنامه ریزی طرحی پنج ساله برای مبارزه بیشتر در برابر بیسوادی است.

با آن که شمولیت شاگردان در بالاترین سطح نسبت به هر زمان دیگر قرار دارد و وضعیت معارف نسبت به سال ۲۰۰۱ به گونه دراماتیک بهبود یافته است، افغانستان هنوز کار بسیار در پیش رو دارد تا تمام واجدان شرایط در مکاتب شامل شوند و درس بخوانند، و برای تمام شاگردان آموزش های با کیفیت بالا فراهم شود.

“آن چه مرا به آینده این کشور امیدوار میسازد، نه گفتگوهای صلح با طالبان است، نه بهبود سیاست خارجی مان است، و نه هم رشد اقتصادی که علی الرغم تمام مشکلات پدید آمده،” مجیب مهرداد میگوید. “آن چه در واقع مرا به آینده امیدوار میسازد، شمار فزاینده کودکانی است که در تمام ۳۴  ولایت کشور به مکتب میروند.”